沙姆斯集 嘎扎勒 2817 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۱۷

  1. هله ای دیده و نورم گه آن شد که بشورم پی موسی تو طورم شدی از طور کجایی

G2817:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی·و اگر نیز بیایی بروی زود نپایی
  2. 2 هله ای دیده و نورم گه آن شد که بشورم·پی موسی تو طورم شدی از طور کجایی
  3. 3 اگرم خصم بخندد و گرم شحنه ببندد·تو اگر نیز به قاصد به غضب دست بخایی
  4. 4 به تو سوگند بخوردم که از این شیوه نگردم·بکنم شور و بگردم به خدا و به خدایی
  5. 5 بکن ای دوست چراغی که به از اختر و چرخی·بکن ای دوست طبیبی که به هر درد دوایی
  6. 6 دل ویران من اندر غلط ار جغد درآید·بزند عکس تو بر وی کند آن جغد همایی
  7. 7 هله یک قوم بگریند و یکی قوم بخندند·ره عشق تو ببندند به استیزه نمایی
  8. 8 اگر از خشم بجنگی وگر از خصم بلنگی·و اگر شیر و پلنگی تو هم از حلقه مایی
  9. 9 به بد و نیک زمانه نجهد عشق ز خانه·نبود عشق فسانه که سمایی است سمایی
  10. 10 چو مرا درد دوا شد چو مرا جور وفا شد·چو مرا ارض سما شد چه کنم طال بقایی
  11. 11 سحرالعین چه باشد که جهان خشک نماید·بر عام و بر عارف چو گلستان رضایی
  12. 12 هله این ناز رها کن نفسی روی به ما کن·نفسی ترک دغا کن چه بود مکر و دغایی
  13. 13 هله خاموش که تا او لب شیرین بگشاید·بکند هر دو جهان را خضر وقت سقایی

ganjoor: sh2817 · public domain