沙姆斯集 嘎扎勒 2827 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۲۷

  1. به دل طور درآید ز حجر نور برآید چو شود موسی عمران ارنی گو به سقایی

G2827:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی·نه در او رنج خماری نه در او خوف جدایی
  2. 2 چو دهان نیست مکانش همه اجزاش دهانش·ز زمین نیست نباتش که سمایی است سمایی
  3. 3 ببرد بو خبر آن کس که بود جان مقدس·نبود مرده که کرکس کندش مرده ربایی
  4. 4 به دل طور درآید ز حجر نور برآید·چو شود موسی عمران ارنی گو به سقایی
  5. 5 می لعل رمضانی ز قدح‌های نهانی·که به هر جات بگیرد تو ندانی که کجایی
  6. 6 رمضان خسته خود را و دهان بسته خود را·تو مپندار کز آن می نکند روح فزایی

ganjoor: sh2827 · public domain