沙姆斯集 嘎扎勒 2829 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۲۹

  1. به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری

G2829:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری·چه خوش است این صبوری چه کنم نمی‌گذاری
  2. 2 سر این خدای داند که مرا چه می‌دواند·تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
  3. 3 به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران·تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری
  4. 4 تو از او نمی‌گریزی تو بدو همی‌گریزی·غلطی غلط از آنی که میان این غباری
  5. 5 ز شه ار خبر نداری که همی‌کند شکارت·بنگر تو لحظه لحظه که شکار بی‌قراری
  6. 6 چو به ترس هر کسی را طرفی همی‌دواند·اگر او محیط نبود ز کجاست ترسگاری
  7. 7 ز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسد·همه را مخوف دیدی جز از این همه‌ست باری
  8. 8 به هلاک می‌دواند به خلاص می‌دواند·به از این نباشد ای جان که تو دل بدو سپاری
  9. 9 بنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهد·دل خود بدو سپردم هم از او طلب تو یاری

ganjoor: sh2829 · public domain