沙姆斯集 嘎扎勒 2837 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۳۷

  1. ز کرم مزید آید دو هزار عید آید دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی

G2837:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی·برسد وصال دولت بکند خدا خدایی
  2. 2 ز کرم مزید آید دو هزار عید آید·دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی
  3. 3 شکر وفا بکاری سر روح را بخاری·ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی
  4. 4 کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند·غم این و آن نماند بدهد صفا صفایی
  5. 5 هله عاشقان صادق مروید جز موافق·که سعادتی است سابق ز درون باوفایی
  6. 6 به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی·چو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی
  7. 7 تو مسافری روان کن سفری بر آسمان کن·تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی
  8. 8 بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی·که بگشت گرد عالم نه ز راه پر و پایی
  9. 9 نفسی روی به مغرب نفسی روی به مشرق·نفسی به عرش و کرسی که ز نور اولیایی
  10. 10 بنگر به نور دیده که زند بر آسمان‌ها·به کسی که نور دادش بنمای آشنایی
  11. 11 خمش از سخن گزاری تو مگر قدم نداری·تو اگر بزرگواری چه اسیر تنگنایی

ganjoor: sh2837 · public domain