沙姆斯集› 嘎扎勒 2856› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۵۶
- به گه وصال آن مه چه بود خدای داند که گه فراق باری طرب است و جان فزایی
G2856:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی·که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی
- 2 تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو·به کف آورند زاغان همه خلعت همایی
- 3 کرم تو عذرخواه همه مجرمان عالم·تو امان هر بلایی تو گشاد بندهایی
- 4 توی گوهری که محو است دو هزار بحر در تو·توی بحر بیکرانه ز صفات کبریایی
- 5 به وصال میبنالم که چه بیوفا قرینی·به فراق میبزارم که چه یار باوفایی
- 6 به گه وصال آن مه چه بود خدای داند·که گه فراق باری طرب است و جان فزایی
- 7 دل اگر جنون آرد خردش تویی که رفتی·رخ توست عذرخواهش به گهی که رخ گشایی
ganjoor: sh2856 · public domain