沙姆斯集› 嘎扎勒 2863› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۶۳
- تیغ در دست درآ در سر میدان ابد از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی
G2863:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی·مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
- 2 سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار·ز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی
- 3 به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی·در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی
- 4 زیر دیوار وجود تو توی گنج گهر·گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی
- 5 آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است·کو قراضه تک غلبیر تو گر میبیزی
- 6 تیغ جانی تو برآور ز نیام بدنت·که دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی
- 7 تیغ در دست درآ در سر میدان ابد·از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی
- 8 آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود·ز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی
- 9 ور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدین·کو به جان هست ز عرش و به بدن تبریزی
ganjoor: sh2863 · public domain