沙姆斯集 嘎扎勒 2884 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۸۴

  1. گلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمرو تا ز شرم تو نریزد گل سرخ چمنی

G2884:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی·چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی
  2. 2 گلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمرو·تا ز شرم تو نریزد گل سرخ چمنی
  3. 3 گل چه باشد که اگر جانب گردون نگری·سرنگون زهره و مه را ز فلک درفکنی
  4. 4 حق تو را از جهت فتنه و شور آورده‌ست·فتنه و شور و قیامت نکنی پس چه کنی
  5. 5 روی چون آتش از آن داد که دل‌ها سوزی·شکن زلف بدان داد که دل‌ها شکنی
  6. 6 دل ما بتکده‌ها نقش تو در وی شمنی·هر بتی رو به شمن کرده که تو آن منی
  7. 7 برمکن تو دل خود از من ازیرا به جفا·گر که قاف شود دل تو ز بیخش بکنی
  8. 8 در تک چاه زنخدان تو نادر آبی است·که به هر چه که درافتم بنماید رسنی
  9. 9 در غمت بوالحسنان مذهب و دین گم کردند·زان سبب که حسن اندر حسن اندر حسنی
  10. 10 زیرکان را رخ تو مست از آن می‌دارد·تا در این بزم ندانند که تو در چه فنی
  11. 11 کافری ای دل اگر در جز او دل بندی·کافری ای تن اگر بر جز این عشق تنی
  12. 12 بی وی ار بر فلکی تو به خدا در گوری·هر چه پوشی به جز از خلعت او در کفنی
  13. 13 شمس تبریز که در روح وطن ساخته‌ای·جان جان‌هاست وطن چونک تو جان را وطنی

ganjoor: sh2884 · public domain