沙姆斯集 嘎扎勒 2889 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۸۹

  1. پاسبان در تو ماه برین بام فلک تو که در مقعد صدقی چو شه اندر وطنی

G2889:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی·چو منی تو خود خود را کی بگوید چو منی
  2. 2 من شبم تو مه بدری مگریز از شب خویش·مه کی باشد که تو خورشید دو صد انجمی
  3. 3 پاسبان در تو ماه برین بام فلک·تو که در مقعد صدقی چو شه اندر وطنی
  4. 4 ماه پیمانه عمر است گهی پر گه نیم·تو به پیمانه نگنجی تو نه عمر زمنی
  5. 5 هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد·سزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی
  6. 6 کاین زمانه چو تن است و تو در او چون جانی·جان بود تن نبود تن چو تو جان جان تنی
  7. 7 سجده کردند ملایک تن آدم را زود·پرتو جان تو دیدند در آن جسم سنی
  8. 8 اهرمن صورت گل دید و سرش سجده نکرد·چوب رد بر سرش آمد که برو اهرمنی

ganjoor: sh2889 · public domain