沙姆斯集 嘎扎勒 2897 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۹۷

  1. از چنین نجار یعنی عشق او نردبان آسمان آید همی

G2897:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بوی باغ و گلستان آید همی·بوی یار مهربان آید همی
  2. 2 از نثار جوهر یارم مرا·آب دریا تا میان آید همی
  3. 3 با خیال گلستانش خارزار·نرمتر از پرنیان آید همی
  4. 4 از چنین نجار یعنی عشق او·نردبان آسمان آید همی
  5. 5 جوع کلبم را ز مطبخ‌های جان·لحظه لحظه بوی نان آید همی
  6. 6 زان در و دیوارهای کوی دوست·عاشقان را بوی جان آید همی
  7. 7 یک وفا می‌آر و می‌بر صد هزار·این چنین را آن چنان آید همی
  8. 8 هر که میرد پیش حسن روی دوست·نابمرده در جنان آید همی
  9. 9 کاروان غیب می‌آید به عین·لیک از این زشتان نهان آید همی
  10. 10 نغزرویان سوی زشتان کی روند·بلبل اندر گلبنان آید همی
  11. 11 پهلوی نرگس بروید یاسمین·گل به غنچه خوش دهان آید همی
  12. 12 این همه رمز است و مقصود این بود·کان جهان اندر جهان آید همی
  13. 13 همچو روغن در میان جان شیر·لامکان اندر مکان آید همی
  14. 14 همچو عقل اندر میان خون و پوست·بی نشان اندر نشان آید همی
  15. 15 وز ورای عقل عشق خوبرو·می‌به کف دامن کشان آید همی
  16. 16 وز ورای عشق آن کش شرح نیست·جز همین گفتن که آن آید همی
  17. 17 بیش از این شرحش توان کردن ولیک·از سوی غیرت سنان آید همی
  18. 18 تن زنم زیرا ز حرف مشکلش·هر کسی را صد گمان آید همی

ganjoor: sh2897 · public domain