沙姆斯集 嘎扎勒 29 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹

  1. ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل آخر ببین کاین آب و گل چون بست گرد جان ما

G29:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما·ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما
  2. 2 ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا·تا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ما
  3. 3 تا سبزه گردد شوره‌ها تا روضه گردد گورها·انگور گردد غوره‌ها تا پخته گردد نان ما
  4. 4 ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل·آخر ببین کاین آب و گل چون بست گرد جان ما
  5. 5 شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها·تا صد هزار اقرارها افکند در ایمان ما
  6. 6 ای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسد·تا ره بری سوی احد جان را از این زندان ما
  7. 7 در دود غم بگشا طرب روزی نما از عین شب·روزی غریب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما
  8. 8 گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را·سلطان کنی بی‌بهره را شاباش ای سلطان ما
  9. 9 کو دیده‌ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو·کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما
  10. 10 چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر·نعره برآرد چاشنی از بیخ هر دندان ما
  11. 11 آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل·ریحان به ریحان گل به گل از حبس خارستان ما

ganjoor: sh29 · public domain