沙姆斯集 嘎扎勒 2919 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۱۹

  1. ور نه غیرت خاک زد در چشم دل چشمه چشمه سوی دریاهاستی

G2919:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر سران را بی‌سری درواستی·سرنگونان را سری درواستی
  2. 2 از برای شرح آتش‌های غم·یا زبانی یا دلی برجاستی
  3. 3 یا شعاعی زان رخ مهتاب او·در شب تاریک غم با ماستی
  4. 4 یا کسی دیگر برای همدمی·هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی
  5. 5 گر اثر بودی از آن مه بر زمین·ناله‌ها از آسمان برخاستی
  6. 6 ور نه دست غیر تستی بر دهان·راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی
  7. 7 گر از آن دُر پرتوی بر دل زدی·یا به دریا یا خود او دریاستی
  8. 8 ور نه غیرت خاک زد در چشم دل·چشمه چشمه سوی دریاهاستی
  9. 9 نیست پروای دو عالم عشق را·ور نه ز الا هر دو عالم لاستی
  10. 10 عشق را خود خاک باشی آرزو است·ور نه عاشق بر سر جوزاستی
  11. 11 تا چو برف این هر دو عالم در گداز·ز آتش عشق جحیم آساستی
  12. 12 اژدهای عشق خوردی جمله را·گر عصا در پنجهٔ موساستی
  13. 13 لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانکْ·پیش جوع کلب نان یکتاستی
  14. 14 پیش شمس‌الدین تبریز آمدی·تا تجلی‌هاش مستوفاستی

ganjoor: sh2919 · public domain