沙姆斯集 嘎扎勒 294 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۴

  1. زهی سرچشمه‌ای کز فر جوشش بجوشد هر دمی از عین جان آب

G294:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بریده شد از این جوی جهان آب·بهارا بازگرد و وارسان آب
  2. 2 از آن آبی که چشمه خضر و الیاس·ندیدست و نبیند آن چنان آب
  3. 3 زهی سرچشمه‌ای کز فر جوشش·بجوشد هر دمی از عین جان آب
  4. 4 چو باشد آب‌ها نان‌ها برویند·ولی هرگز نرست ای جان ز نان آب
  5. 5 برای لقمه‌ای نان چون گدایان·مریز از روی فقر ای میهمان آب
  6. 6 سراسر جمله عالم نیم لقمه‌ست·ز حرص نیم لقمه شد نهان آب
  7. 7 زمین و آسمان دلو و سبویند·برون‌ست از زمین و آسمان آب
  8. 8 تو هم بیرون رو از چرخ و زمین زود·که تا بینی روان از لامکان آب
  9. 9 رهد ماهی جان تو از این حوض·بیاشامد ز بحر بی‌کران آب
  10. 10 در آن بحری که خضرانند ماهی·در او جاوید ماهی جاودان آب
  11. 11 از آن دیدار آمد نور دیده·از آن بام‌ست اندر ناودان آب
  12. 12 از آن باغ‌ست این گل‌های رخسار·از آن دولاب یابد گلستان آب
  13. 13 از آن نخل‌ست خرماهای مریم·نه ز اسباب‌ست و زین ابواب آن آب
  14. 14 روان و جانت آنگه شاد گردد·کز این جا سوی تو آید روان آب
  15. 15 مزن چوبک دگر چون پاسبانان·که هست این ماهیان را پاسبان آب

ganjoor: sh294 · public domain