沙姆斯集› 嘎扎勒 2979› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۷۹
- هر روز زان برآری ما را ز کسب و کار زیرا دکان و مکسبه و کار ما توی
G2979:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هر روز بامداد طلبکار ما توی·ما خوابناک و دولت بیدار ما توی
- 2 هر روز زان برآری ما را ز کسب و کار·زیرا دکان و مکسبه و کار ما توی
- 3 دکان چرا رویم که کان و دکان توی·بازار چون رویم که بازار ما توی
- 4 زان دلخوشیم و شاد که جان بخش ما توی·زان سرخوشیم و مست که دستار ما توی
- 5 ما خمره کی نهیم پر از سیم چون بخیل·ما خمره بشکنیم چو خمار ما توی
- 6 طوطی غذا شدیم که تو کان شکری·بلبل نوا شدیم که گلزار ما توی
- 7 زان همچو گلشنیم که داری تو صد بهار·زان سینه روشنیم که دلدار ما توی
- 8 در بحر تو ز کشتی بیدست و پاتریم·آواز و رقص و جنبش و رفتار ما توی
- 9 هر چاره گر که هست نه سرمایه دار توست·از جمله چاره باشد ناچار ما توی
- 10 دل را هر آنچ بود از آنها دلش گرفت·تا گفتهای به دل که گرفتار ما توی
- 11 گه گه گمان بریم که این جمله فعل ماست·این هم ز توست مایه پندار ما توی
- 12 چیزی نمیکشیم که ما را تو میکشی·چیزی نمیخریم خریدار ما توی
- 13 از گفت توبه کردم ای شه گواه باش·بی گفت و ناله عالم اسرار ما توی
- 14 ای شمس حق مفخر تبریز شمس دین·خود آفتاب گنبد دوار ما توی
ganjoor: sh2979 · public domain