沙姆斯集› 嘎扎勒 2999› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۹
- دستم شکست دست فراقت ز کار و بار دانستمی دگر به چه مقدار بشکنی
G2999:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 تا چند از فراق مرا کار بشکنی·زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی
- 2 دستم شکست دست فراقت ز کار و بار·دانستمی دگر به چه مقدار بشکنی
- 3 هین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخ·کاین شیشهام تنک شد هشدار بشکنی
- 4 زین سنگلاخ هجر سوی سبزه زار وصل·گر زوترک نرانی ناچار بشکنی
- 5 خونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگ·خونش چنین دود چو دل نار بشکنی
- 6 باری چو بشکنی دل پرحسرت مرا·در وصل روی دلبر عیار بشکنی
- 7 مخدوم شمس دین که شهنشاه بینشی·کز یک نظر دو صد دل و دلدار بشکنی
- 8 تبریز از تو فخر به اینت مسلم است·صد تاج را به ریشه دستار بشکنی
ganjoor: sh2999 · public domain