沙姆斯集 嘎扎勒 3016 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۱۶

  1. نیزه کشی بردری تو کمر کوه را چونک ز دریای غیب آیی و لشکر کشی

G3016:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بازرهان خلق را از سر و از سرکشی·ای که درون دلی چند ز دل درکشی
  2. 2 ای دل دل جان جان آمد هنگام آن·زنده کنی مرده را جانب محشر کشی
  3. 3 پیرهن یوسفی هدیه فرستی به ما·تا بدرد آفتاب پیرهن زرکشی
  4. 4 نیزه کشی بردری تو کمر کوه را·چونک ز دریای غیب آیی و لشکر کشی
  5. 5 خاک در فقر را سرمه کش دل کنی·چارق درویش را بر سر سنجر کشی
  6. 6 سینه تاریک را گلشن جنت کنی·تشنه دلان را سوار جانب کوثر کشی
  7. 7 در شکم ماهیی حجره یونس کنی·یوسف صدیق را از بن چه برکشی
  8. 8 نفس شکم خواره را روزه مریم دهی·تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی
  9. 9 از غزل و شعر و بیت توبه دهی طبع را·تا دل و جان را به غیب بی‌دم و دفتر کشی
  10. 10 سنبله آتشین رسته کنی بر فلک·زهره مه روی را گوشه چادر کشی
  11. 11 مفخر تبریزیان شمس حق ای وای من·گر تو مرا سوی خویش یک دم کمتر کشی

ganjoor: sh3016 · public domain