沙姆斯集› 嘎扎勒 303› 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۳
- گر به بو قانع نهای تو هم بسوز تا که معدن گردی ای کان عیوب
G303:8
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب·عود را درسوز و بربط را بکوب
- 2 این ننالد تا نکوبی بر رگش·وان دگر در نفی و در سوزست خوب
- 3 مجلسی پرگرد بر خاشاک فکر·خیز ای فراش، فرش جان بروب
- 4 تا نسوزی بوی ندهد آن بخور·تا نکوبی نفع ندهد این حبوب
- 5 نیِّر اعظم بدان شد آفتاب·کو در آتش خانه دارد بیلغوب
- 6 ماه از آن پیک و محاسب میشود·کو نیاساید ز سیران و رکوب
- 7 عود خلقانند این پیغمبران·تا رسدشان بوی علامالغیوب
- 8 گر به بو قانع نهای تو هم بسوز·تا که معدن گردی ای کان عیوب
- 9 چون بسوزی پر شود چرخ از بخور·چون بسوزد دل رسد وحی القلوب
- 10 حد ندارد این سخن کوتاه کن·گرچه جان گلستان آمد جنوب
- 11 صاحب العودین لا تهملهما·حرقن ذا حرکن ذا للکروب
- 12 من یلج بین السکاری لا یفق·من یذق من راح روح لا یتوب
- 13 اغتنم بالراح عجل و استعد·من خمار دونه شق الجیوب
- 14 این تنجو ان سلطان الهوی·جاذب العشاق جبار طلوب
ganjoor: sh303 · public domain