沙姆斯集 嘎扎勒 3039 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۳۹

  1. چو در غزا تو بتازی ز بحر گرد برآری هزار بحر بجوشد چو قطره‌ای بچکانی

G3039:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هزار جان مقدس هزار گوهر کانی·فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی
  2. 2 چه روح‌ها که فزایی چه حلقه‌ها که ربایی·چو ماه غیب نمایی ز پرده‌های نهانی
  3. 3 چو در غزا تو بتازی ز بحر گرد برآری·هزار بحر بجوشد چو قطره‌ای بچکانی
  4. 4 توی ز کون گزیده توی گشایش دیده·به یک نظر تو ببخشی سعادت دوجهانی
  5. 5 کژی که هست جهان را چو تیر راست کن آن را·بکش کمان زمان را که سخت سخته کمانی
  6. 6 نه چرخ زهر چشاند نه ترس و خوف بماند·چو دل ثنای تو خواند که شاه امن و امانی
  7. 7 به چرخ سینه برآیی هزار ماه نمایی·یکی بدان که تو اینی یکی بدان که تو آنی
  8. 8 تو راست چرخ چو چاکر تو مه نباشی و اختر·هزار ماه منور ز آستین بفشانی
  9. 9 تو شمس مفخر تبریز به خواجگی چو نشینی·صد آفتاب زمان را چو بندگان بنشانی

ganjoor: sh3039 · public domain