沙姆斯集 嘎扎勒 3050 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۵۰

  1. بیا بیا که حیات و نجات خلق توی بیا بیا که تو چشم و چراغ یعقوبی

G3050:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 خدایگان جمال و خلاصه خوبی·به جان و عقل درآمد به رسم گل کوبی
  2. 2 بیا بیا که حیات و نجات خلق توی·بیا بیا که تو چشم و چراغ یعقوبی
  3. 3 قدم بنه تو بر آب و گلم که از قدمت·ز آب و گل برود تیرگی و محجوبی
  4. 4 ز تاب تو برسد سنگ‌ها به یاقوتی·ز طالبیت رسد طالبی به مطلوبی
  5. 5 بیا بیا که جمال و جلال می‌بخشی·بیا بیا که دوای هزار ایوبی
  6. 6 بیا بیا تو اگر چه نرفته‌ای هرگز·ولیک هر سخنی گویمت به مرغوبی
  7. 7 به جای جان تو نشین که هزار چون جانی·محب و عاشق خود را تو کش که محبوبی
  8. 8 اگر نه شاه جهان اوست ای جهان دژم·به جان او که بگویی چرا در آشوبی
  9. 9 گهی ز رایت سبزش لطیف و سرسبزی·ز قلب لشکر هیجاش گاه مقلوبی
  10. 10 دمی چو فکرت نقاش نقش‌ها سازی·گهی چو دسته فراش فرش‌ها روبی
  11. 11 چو نقش را تو بروبی خلاصه آن را·فرشتگی دهی و پر و بال کروبی
  12. 12 خموش آب نگهدار همچو مشک درست·ور از شکاف بریزی بدانک معیوبی
  13. 13 به شمس مفخر تبریز از آن رسید دلت·که چست دلدل دل می‌نمود مرکوبی

ganjoor: sh3050 · public domain