沙姆斯集 嘎扎勒 3056 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۵۶

  1. فرشته‌ای کنمت پاک با دو صد پر و بال که در تو هیچ نماند کدورت بشری

G3056:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری·چه جای غم که ز هر شادمان گرو ببری
  2. 2 فرشته‌ای کنمت پاک با دو صد پر و بال·که در تو هیچ نماند کدورت بشری
  3. 3 نمایمت که چگونه‌ست جان رسته ز تن·فشانده دامن خود از غبار جانوری
  4. 4 در آن صبوح که ارواح راح خاص خورند·تو را خلاص نمایم ز روز و شب شمری
  5. 5 قضا که تیر حوادث به تو همی‌انداخت·تو را کند به عنایت از آن سپس سپری
  6. 6 روان شده‌ست نسیم از شکرستان وصال·که از حلاوت آن گم کند شکر شکری
  7. 7 ز بامداد بیاورد جام چون خورشید·که جزو جزو من از وی گرفت رقص گری
  8. 8 چو سخت مست شدم گفت هین دگر بدهم·که تا میان من و تو نماند این دگری
  9. 9 بده بده هله ای جان ساقیان جهان·کرم کریم نماید قمر کند قمری
  10. 10 به آفتاب جلال خدای بی‌همتا·نیافت چون تو مهی چرخ ازرق سفری
  11. 11 تمام این تو بگو ای تمام در خوبی·که بسته کرد مرا سکر باده سحری

ganjoor: sh3056 · public domain