沙姆斯集 嘎扎勒 3063 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۳

  1. کلید حاجت خلقان بدان شده‌ست دعا که جان جان دعایی و نور آمینی

G3063:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی·بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی
  2. 2 کلید حاجت خلقان بدان شده‌ست دعا·که جان جان دعایی و نور آمینی
  3. 3 دلا به کوی خرابات ناز تو نخرند·مکن تو بینی و ناموس تا جهان بینی
  4. 4 در آن الست و بلی جان بی‌بدن بودی·تو را نمود که آنی چه در غم اینی
  5. 5 تو را یکی پر و بالیست آسمان پیما·چه در پی خر و اسپی چه در غم زینی
  6. 6 بگو بگو تو چه جستی که آنت پیش نرفت·بیا بیا که تو سلطان این سلاطینی
  7. 7 تو تاج شاه جهان را عزیزتر گهری·عروس جان نهان را هزار کابینی
  8. 8 چه چنگ درزده‌ای در جهان و قانونش·که از ورای فلک زهره قوانینی
  9. 9 به روز جلوه ملایک تو را سجود کنند·بنشنوند ز ابلیسیان که تو طینی
  10. 10 میان ببستی و کردی به صدق خدمت دین·کنند خدمت تو بعد از این که تو دینی
  11. 11 ستاره وار به انگشت‌ها نمودندت·چو آفتاب کنون نامشار تعیینی
  12. 12 اگر چه درخور نازی نیاز را مگذار·برای رشک ز ویسه خوشست رامینی
  13. 13 خمش! به سوره اقرا بسی عمل کردی·ز قشر حرف گذر کن, کنون که والتینی

ganjoor: sh3063 · public domain