沙姆斯集› 嘎扎勒 3066› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۶
- سجود کردم و مستغفرانه نالیدم بدید اشک مرا در فغان و پردردی
G3066:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 رسید ترکم با چهرههای گل وردی·بگفتمش چه شد آن عهد گفت اول وردی
- 2 بگفتمش که یکی نامهای به دست صبا·بدادمی عجب آورد گفت گستردی
- 3 بگفتمش که چرا بیگه آمدی ای دوست·بگفت سیرو یدی یلده یلدشم اردی
- 4 بگفتمش ز رخ توست شهر جان روشن·ز آفتاب درآموختی جوامردی
- 5 بگفت طرح نهد رخ رخم دو صد خور را·تو چون مرا تبع او کنی زهی سردی
- 6 بقای من چو بدید و زوال خود خورشید·گرفت در طلبم عادت جهان گردی
- 7 سجود کردم و مستغفرانه نالیدم·بدید اشک مرا در فغان و پردردی
- 8 بگفت نی که به قاصد مخالفی گفتی·به عشق گفت من و گفتنم درآوردی
- 9 بگفتمش گل بیخار و صبح بیشامی·که بندگان را با شیر و شهد پروردی
- 10 ز لطفهای توست آنک سرخ میگویند·به عرف حیله زر را بدان همه زردی
- 11 بگفت باش کم آزار و دم مزن خامش·که زرد گفتی زر را به فن و آزردی
ganjoor: sh3066 · public domain