沙姆斯集 嘎扎勒 3079 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۷۹

  1. هزار عقل ببندی به هم بدو نرسد کجا رسد به مه چرخ دست یا پایی

G3079:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بیامدیم دگربار سوی مولایی·که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی
  2. 2 هزار عقل ببندی به هم بدو نرسد·کجا رسد به مه چرخ دست یا پایی
  3. 3 فلک به طمع گلو را دراز کرد بدو·نیافت بوسه ولیکن چشید حلوایی
  4. 4 هزار حلق و گلو شد دراز سوی لبش·که ریز بر سر ما نیز من و سلوایی
  5. 5 بیامدیم دگربار سوی معشوقی·که می‌رسید به گوش از هواش هیهایی
  6. 6 بیامدیم دگربار سوی آن حرمی·که فرق سجده کنش هست آسمان سایی
  7. 7 بیامدیم دگربار سوی آن چمنی·که هست بلبل او را غلام عنقایی
  8. 8 بیامدیم بدو کو جدا نبود از ما·که مشک پر نشود بی‌وجود سقایی
  9. 9 همیشه مشک بچفسیده بر تن سقا·که نیست بی‌تو مرا دست و دانش و رایی
  10. 10 بیامدیم دگربار سوی آن بزمی·که شد ز نقل خوشش کام نیشکرخایی
  11. 11 بیامدیم دگربار سوی آن چرخی·که جان چو رعد زند در خمش علالایی
  12. 12 بیامدیم دگربار سوی آن عشقی·که دیو گشت ز آسیب او پری زایی
  13. 13 خموش زیر زبان ختم کن تو باقی را·که هست بر تو موکل غیور لالایی
  14. 14 حدیث مفخر تبریز شمس دین کم گو·که نیست درخور آن گفت عقل گویایی

ganjoor: sh3079 · public domain