沙姆斯集› 嘎扎勒 308› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۸
- بر خاک رحم کن که از این چار عنصر او بی دست و پاتر آمد در سیر و انقلاب
G308:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب·تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب
- 2 دامان تو گرفتم و دستم بتافتی·هین دست درکشیدم روی از وفا متاب
- 3 گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو·دیو او بود که مینکند سوی تو شتاب
- 4 یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز·چندین هزار یا رب مشتاق آن جواب
- 5 از خاک بیشتر دل و جانهای آتشین·مستسقیانه کوزه گرفته که آب آب
- 6 بر خاک رحم کن که از این چار عنصر او·بی دست و پاتر آمد در سیر و انقلاب
- 7 وقتی که او سبک شود آن باد پای اوست·لنگانه برجهد دو سه گامی پی سحاب
- 8 تا خنده گیرد از تک آن لنگ برق را·و اندر شفاعت آید آن رعد خوش خطاب
- 9 با ساقیان ابر بگوید که برجهید·کز تشنگان خاک بجوشید اضطراب
- 10 گیرم که من نگویم آخر نمیرسد·اندر مشام رحمت بوی دل کباب
- 11 پس ساقیان ابر همان دم روان شوند·با جره و قنینه و با مشک پرشراب
- 12 خاموش و در خراب همیجوی گنج عشق·کاین گنج در بهار برویید از خراب
ganjoor: sh308 · public domain