沙姆斯集 · G3082 · 7 联
غزل شمارهٔ ۳۰۸۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G3082:1 رهید جان دوم از خودی و از هستیشدهست صید شهنشاه خویش در مستی
- G3082:2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاهزهی بلند که جان گشت در چنین پستی
- G3082:3 درست گشت مرا آنچ من ندانستمچو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
- G3082:4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشادچو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
- G3082:5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلمکه مژده ده که ز رنج وجود وارستی
- G3082:6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزدنه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
- G3082:7 ز شمس تبریز این جنسها بخر بفروشز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی
ganjoor: sh3082 · public domain