沙姆斯集 嘎扎勒 3082 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۸۲

  1. زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه زهی بلند که جان گشت در چنین پستی

G3082:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی·شده‌ست صید شهنشاه خویش در مستی
  2. 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
  3. 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم·چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
  4. 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
  5. 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
  6. 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
  7. 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

ganjoor: sh3082 · public domain