沙姆斯集 嘎扎勒 3095 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۹۵

  1. خدات گوید تدبیر چشم روشن کن تو چشم را بگذاری و می‌کنی بینی

G3095:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی·سه شاخ داری کور و کری و گرگینی
  2. 2 میان آب دری و ز آب می‌پرسی·میان گنج زری مس قلب می‌چینی
  3. 3 خدات گوید تدبیر چشم روشن کن·تو چشم را بگذاری و می‌کنی بینی
  4. 4 اگرچه تیره شبی رو به صبح صادق آر·مگو که صبحم صبحی ولی دروغینی
  5. 5 رسید نعره عشرت ز ناصر منصور·غدوت اشربها و الخمار یسقینی
  6. 6 مجردان همه شب نقل و باده می‌نوشند·در این خوشی که در افواه سابق الدینی
  7. 7 مثال دنب ز پس مانده‌ای ز سرمستان·تو مست بستر گرمی حریف بالینی
  8. 8 چو غافلی ز ثواب و مقام مسکینان·مراقب ذهبی دشمن مساکینی
  9. 9 گلست قوت تو همچون زنان آبستن·تو را از آن چه که در روضه و بساتینی
  10. 10 دی و بهار همه سال مار خاک خورد·اگر انار زند خنده تین کند تینی
  11. 11 اگرچه نقش لطیفی نه سر به سر نقشی·وگرچه زاده طینی نه سر به سر طینی
  12. 12 هلا خموش که دیوان دف تو تر کردند·کانیس دفتری و طالب دواوینی

ganjoor: sh3095 · public domain