沙姆斯集 嘎扎勒 3148 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۴۸

  1. ما در این دور مست و بی‌خبریم سر این دور را تو می‌دانی

G3148:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تا شدستی امیر چوگانی·ما شدستیم گوی میدانی
  2. 2 ما در این دور مست و بی‌خبریم·سر این دور را تو می‌دانی
  3. 3 چون به دور و تسلسل انجامد·نکته ابتر بود به ربانی
  4. 4 لیک دور و تسلسل اندر عشق·شرط هر حجتست و برهانی
  5. 5 گوش موشان خانه کی شنود·نعره بلبل گلستانی
  6. 6 چشم پیران کور کی بیند·شیوه شاهدان روحانی
  7. 7 هر کی کورست عشق می‌سازد·بهر او سرمه سپاهانی
  8. 8 هر کی پیرست هم جوان گردد·چون دهد عشق آب حیوانی
  9. 9 جمله یاران ز عشق زنده شدند·تو چنین مانده‌ای چه می‌مانی
  10. 10 خرسواری پیاده شو از خر·خر به میدان نباشد ارزانی
  11. 11 خرسواره چرا شدی شاها·خسروی وز نژاد سلطانی
  12. 12 لایق پشت خر نباشی تو·تو معود به پشت اسپانی
  13. 13 در جنود مجنده بودی·ای که اکنون تو روح انسانی
  14. 14 گفتنی‌ها بگفتمی ای جان·گر نترسیدمی ز ویرانی

ganjoor: sh3148 · public domain