沙姆斯集 · G3158 · 7 联
غزل شمارهٔ ۳۱۵۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G3158:1 رو، مسلم تراست بیکاریچونک اندر عنایت یاری
- G3158:2 نقش را کار نیست پیش قلمآن قلم را چه حاجت از یاری؟
- G3158:3 همچو بت باش پیش آن بتگرکه همه نقش و رنگ ازو داری
- G3158:4 گر بپرسد، چه صورتت باید؟گو: « همان صورتی که بنگاری »
- G3158:5 گر مرا تن کنی، تو جان منیور مرا دل کنی، تو دلداری
- G3158:6 لطف گل، خار را تو میبخشیچه کند شاخ خار، جز خاری؟
- G3158:7 باده ده، باده خواهمان کردیکه حرامست با تو هشیاری
ganjoor: sh3158 · public domain