沙姆斯集 嘎扎勒 3161 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۶۱

  1. تو چو باغی و صورتت برگی باغ چه صد هزار چندانی

G3161:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 خامشی ناطقی مگر جانی·می‌زنی نعره‌های پنهانی
  2. 2 تو چو باغی و صورتت برگی·باغ چه صد هزار چندانی
  3. 3 بی تو باغ حیات زندانیست·هست مردن خلاص زندانی
  4. 4 چون تو بحری و صورتت ابرست·فیض دل قطره‌های مرجانی
  5. 5 ای یکی گو شده یکی گویان·پیش حکمت که شاه چوگانی
  6. 6 تا یکی گو نشد اگرچه زرست·گرچه نیکوست نیست میدانی
  7. 7 پهلوی اعتراض را بتراش·گر تو چون گوی چست و گردانی
  8. 8 پهلوی اعتراض در ابلیس·گشت مردود رد ربانی
  9. 9 پس به خراط خویش را بسپار·تا یکی گو شوی اگر آنی
  10. 10 مانعست اعتراض ابلیسی·از یکی گویی و یکی دانی

ganjoor: sh3161 · public domain