沙姆斯集 嘎扎勒 3169 诗联 12 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۶۹

  1. بر لب من دوش ببوسید یار ورنه چرا با مزه گفتارمی؟

G3169:12

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر نه شکار غم دلدارمی·گردن شیر فلک افشارمی
  2. 2 دست مرا بست، وگر نی کنون·من سر تو بهتر ازین خارمی
  3. 3 گر نبدی رشک رخ چون گلش·بلبل هر گلشن و گلزارمی
  4. 4 گر گل او در نگشادی، چرا·خار صفت بر سر دیوارمی؟
  5. 5 نیست یکی کار که او آن نکرد·ورنه چرا کاهل و بی‌کارمی؟
  6. 6 عشق طبیبست که رنجور جوست·ورنه چرا خسته و بیمارمی؟
  7. 7 کشت خلیل از پی او چار مرغ·کاش به قربانیش آن چارمی
  8. 8 تا پی خوردن به شکر خوردنش·طوطی با صد سر و منقارمی
  9. 9 وز جهت قوت دگر طوطیان·چون لب او جمله شکر کارمی
  10. 10 گر نه دلی داد چو دریا مرا·چون دگران تند و جگر خوارمی
  11. 11 در سر من عشق بپیچید سخت·ورنه چرا بی‌دل و دستارمی؟
  12. 12 بر لب من دوش ببوسید یار·ورنه چرا با مزه گفتارمی؟
  13. 13 بر خط من نقطهٔ دولت نهاد·ورنه چه گردنده چو پرگارمی؟
  14. 14 گر نه‌امی پست، که دیدی مرا؟!·ورنه امی مست بهنجارمی
  15. 15 چونک ز مستی کژ و مژ می‌روم·کاش که من بر ره هموارمی
  16. 16 یا مثل لاله رخان خوشش·معتزلی بر سر کهسارمی
  17. 17 بس! که گرین بانگ دهل نیستی·همچو خیالات در اسرارمی

ganjoor: sh3169 · public domain