沙姆斯集 嘎扎勒 3180 诗联 1 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۸۰

  1. اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی و قولوا ان ادوایی قد استولت لافنایی

G3180:1

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی·و قولوا ان ادوایی قد استولت لافنایی
  2. 2 اخلایی اخلایی، مرا جانیست سودایی·چو طوفان بر سرم بارد، غم و سودا ز بالایی
  3. 3 و قولوا: « ایها المولی، الا یا نظرةالدنیا·فجدلی نظرة احیا، اذا ما شت ابقایی
  4. 4 اخلایی اخلایی،بشویید از دل من دست·کزین اندیشه دادم دل به دست موج دریایی
  5. 5 یقول العشق لی یا هو فصیحا فاتحا فاه·فمالم تأت لقیاه متی تفرح بلقایی؟!
  6. 6 اخلایی اخلایی، خبر آن کارفرما را·که سخت از کار رفتم من، مرا کاری بفرمایی
  7. 7 فجد بالروح یا ساقی، و رو منه اشواقی·ولا تبق لنا باقی، سوی تصویر مولایی
  8. 8 اخلایی اخلایی، امانت دست من گیرید·که مستم، ره نمی‌دانم، بدان معشوق زیبایی
  9. 9 فجد بالراح لی شکرا، ولا تبق لنا فکرا·فها ان لم تکن صرفا، فما زجه ببلوایی
  10. 10 اخلایی اخلایی، به کوی او سپاریدم·بران خاکم بخسبانید کن سرمه‌ست و بینایی
  11. 11 الا یا ساقی الواهب، ادر من خمرة الراهب·فلا ندری من‌الذاهب، ولا ندری من‌الجایی
  12. 12 اخلایی اخلایی خبر جان را که می‌دانم·که تو بر راه اندیشه حریفان را همی پایی
  13. 13 مغانی الروح! غنوالی، وبالاوتار طنوالی·و بالالحان حنوالی غنا کم صفو مغنایی
  14. 14 اخلایی اخلایی، که هر روزی یکی شوری·به کوی لولیان افتد، ازان لولی سرنایی
  15. 15 و تبریزا صفوالیها، و شمس‌الدین تالیها·فهو مولی موالیها، و مولا کل علیایی
  16. 16 اخلایی اخلایی، زبان پارسی می‌گو·که نبود شرط در حلقه، شکر خوردن به تنهایی

ganjoor: sh3180 · public domain