沙姆斯集 嘎扎勒 335 诗联 17 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۳۵

  1. ایا تبریز، خاک توست کحلم که در خاکت عجایب‌ها فنونست

G335:17

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 همه خوف آدمی را از درونست·ولیکن هوش او دایم برونست
  2. 2 برون را می‌نوازد همچو یوسف·درون گرگی‌ست کاو در قصد خونست
  3. 3 بدرّد زَهره او گر ببیند·درون را کاو به زشتی شکل چونست
  4. 4 بدان زشتی به یک حمله بمیرد·ولیکن آدمی او را زبونست
  5. 5 الف گشته‌ست نون می‌بایدش ساخت·که تا گردد الف چیزی که نونست
  6. 6 اگر نه خود عنایات خداوند·بدیده‌ستی چه امکان سکون‌ست‌‌؟
  7. 7 نه عالم بُد نه آدم بُد نه روحی·که صافی و لطیف و آبگون‌ست
  8. 8 که او را بود حکم و پادشاهی·نپنداری که این کار از کنونست
  9. 9 نمی‌گویم که در تقدیر شه بود·حقیقت بود و صد چندین فزونست
  10. 10 خداوندی شمس‌الدین تبریز·ورای هفت چرخ نیلگونست
  11. 11 به زیر ران او تقدیر رامست·اگر چه نیک تندست و حرونست
  12. 12 چو عقل کل بویی برد از وی·شب و روز از هوس اندر جنونست
  13. 13 که پیش همت او عقل دیده‌ست·که همت‌های عالی جمله دونست
  14. 14 کدامین سوی جویم خدمتش را‌‌؟·که منزلگاه او بالای سونست
  15. 15 هر آن مشکل که شیران حل نکردند·بر او جمله بازی و فسونست
  16. 16 نگفتم هیچ رمزی تا بدانی·ز عین حال او این‌ها شجونست
  17. 17 ایا تبریز، خاک توست کحلم·که در خاکت عجایب‌ها فنونست

ganjoor: sh335 · public domain