沙姆斯集 嘎扎勒 353 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۵۳

  1. بر آن بالا برد دل را که آن جا سر نیزه زحل پستست هیهات

G353:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 زهی می کاندر آن دستست هیهات·که عقل کل بدو مستست هیهات
  2. 2 بر آن بالا برد دل را که آن جا·سر نیزه زحل پستست هیهات
  3. 3 هر آن کو گشت بی‌خویش اندر این بزم·ز خویش و اقربا رسته‌ست هیهات
  4. 4 چو عنقا برپرد بر ذروه قاف·که پیشش که کمربسته‌ست هیهات
  5. 5 عجایب بین که شیشه ناشکسته·هزاران دست و پا خسته‌ست هیهات
  6. 6 مرا گویی که صبر آهسته‌تر ران·چه جای صبر و آهسته‌ست هیهات
  7. 7 بده آن پیر را جامی و بنشان·که این جا پیر بایسته‌ست هیهات
  8. 8 خصوصا جان پیری‌ها که عقل‌ست·که خوش مغزست و شایسته‌ست هیهات
  9. 9 از آن باغ و ریاض بی‌نهایت·همه عالم چو گلدسته‌ست هیهات
  10. 10 چو گلدسته‌ست پوسیده شود زود·به دشتی رو کز او رسته‌ست هیهات
  11. 11 میی درکش به نام دلربایی·که بس زیبا و برجسته‌ست هیهات
  12. 12 ز بس خون‌ها که او دارد به گردن·خرد را طوق بسکسته‌ست هیهات
  13. 13 شکن‌هایی که دارد طره او·بهای مشک بشکسته‌ست هیهات
  14. 14 خمش کردم خموشانه به من ده·که دل را گفت پیوسته‌ست هیهات

ganjoor: sh353 · public domain