沙姆斯集 嘎扎勒 364 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۶۴

  1. آن جا که وصال دوستانست والله که میان خانه صحراست

G364:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تا نقش خیال دوست با ماست·ما را همه عمر خود تماشاست
  2. 2 آن جا که وصال دوستانست·والله که میان خانه صحراست
  3. 3 وان جا که مراد دل برآید·یک خار به از هزار خرماست
  4. 4 چون بر سر کوی یار خسبیم·بالین و لحاف ما ثریاست
  5. 5 چون در سر زلف یار پیچیم·اندر شب قدر قدر ما راست
  6. 6 چون عکس جمال او بتابد·کهسار و زمین حریر و دیباست
  7. 7 از باد چو بوی او بپرسیم·در باد صدای چنگ و سرناست
  8. 8 بر خاک چو نام او نویسیم·هر پاره خاک حور و حوراست
  9. 9 بر آتش از او فسون بخوانیم·زو آتش تیزاب سیماست
  10. 10 قصه چه کنم که بر عدم نیز·نامش چو بریم هستی افزاست
  11. 11 آن نکته که عشق او در آن جاست·پرمغزتر از هزار جوزاست
  12. 12 وان لحظه که عشق روی بنمود·این‌ها همه از میانه برخاست
  13. 13 خامش که تمام ختم گشته‌ست·کلی مراد حق تعالاست

ganjoor: sh364 · public domain