沙姆斯集 嘎扎勒 366 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۶۶

  1. هر موج که می‌زند دل از خون آن دل نبود مگر که دریاست

G366:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دود دل ما نشان سوداست·وان دود که از دلست پیداست
  2. 2 هر موج که می‌زند دل از خون·آن دل نبود مگر که دریاست
  3. 3 بیگانه شدند آشنایان·دل نیز به دشمنی چه برخاست
  4. 4 هر سوی که عشق رخت بنهاد·هر جا که ملامت‌ست آن جاست
  5. 5 ما نگریزیم از این ملامت·زیرا که قدیم خانه ماست
  6. 6 در عشق حسد برند شاهان·زان روی که عشق شمع دل‌هاست
  7. 7 پا بر سر چرخ هفتمین نه·کاین عشق به حجره‌های بالاست
  8. 8 هشیار مباش زان که هشیار·در مجلس عشق سخت رسواست
  9. 9 میری مطلب که میر مجلس·گر چشم ببسته‌ست بیناست
  10. 10 این عشق هنوز زیر چادر·این گرد سیاه بین که برخاست
  11. 11 هر چند که زیر هفت پرده‌ست·پیداست که سخت خوب و زیباست
  12. 12 شب خیز کنید ای حریفان·شمعست و شراب و یار تنهاست

ganjoor: sh366 · public domain