沙姆斯集 嘎扎勒 373 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۷۳

  1. گر لب ز سلام تو خموش است بس هم سخن است با نهانت

G373:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر می‌نکند لبم بیانت·سر می‌گوید به گوش جانت
  2. 2 گر لب ز سلام تو خموش است·بس هم سخن است با نهانت
  3. 3 تن از تو همی‌کند کرانه·جان بگرفته است در میانت
  4. 4 صورت اگرت چو تیر انداخت·جانش بکشید چون کمانت
  5. 5 هرچ از تو نهان کند بگوید·در گوش ضمیر رازدانت
  6. 6 این دم اگر از میان برونی·بازآرد دل کمرکشانت
  7. 7 در باطن کرده خاص خاصت·در ظاهر کرده امتحانت
  8. 8 خامش که چو در تو این غم انداخت·بس باشد این کشش نشانت

ganjoor: sh373 · public domain