沙姆斯集 嘎扎勒 386 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۸۶

  1. عاشقان را وقت شورش ابله و شپ‌شپ مبین کوه جودی عاجز آید پیش ایشان در ثبات

G386:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفات·چون نبینی بی‌جهت را نور، او بین در جهات
  2. 2 حوریان بین، نوریان بین، زیر این ازرق تتق·مسلمات مؤمنات قانتات تائبات
  3. 3 هر یکی با ناز باز و هر یکی عاشق‌نواز·هر یکی شمعِ طراز و هر یکی صبحِ نجات
  4. 4 هر یکی بسته‌دهان و موشکاف اندر بیان·هر یکی شکرستان و هر یکی کانِ نبات
  5. 5 جان کهنه می‌فشان و جان تازه می‌ستان·در فقیری می‌خرام و می‌ستان ز ایشان زکات
  6. 6 شیر جان زین مریمان خور چونک زاده ثاینی·تا چو عیسی فارغ آیی از بنین و از بنات
  7. 7 روز و شب را چون دو مجنون درکشان در سلسله·ای که هر روزت چو عید و هر شبت قدر و برات
  8. 8 چونک شه بنمود رخ را، اسب شد همراه پیل·عقل مسکین گشت مات و جان میان برد و مات
  9. 9 عاشقان را وقت شورش ابله و شپ‌شپ مبین·کوه جودی عاجز آید پیش ایشان در ثبات
  10. 10 جان جمله پیشه‌ها عشق‌ست اما آنک او·تره زار دل نبیند درفتد در ترهات
  11. 11 من خمش کردم چو دیدم خوش‌تر از خود ناطقی·پیش او میرم بگویم «اقتلونی یا ثقات»
  12. 12 شمس تبریزی چو بگشاید دهانِ چون شکر·از طرب در جنبش آید هم رمیم و هم رفات
  13. 13 رو خمش کن، قول کم گو، بعد از این فعال باش·چند گویی «فاعلاتن فاعلاتن فاعلات»

ganjoor: sh386 · public domain