沙姆斯集 嘎扎勒 390 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۹۰

  1. باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شد باغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست

G390:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست·میر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست
  2. 2 باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شد·باغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست
  3. 3 آسمانا چند گردی گردش عنصر ببین·آب مست و باد مست و خاک مست و نار مست
  4. 4 حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرس·روح مست و عقل مست و خاک مست اسرار مست
  5. 5 رو تو جباری رها کن خاک شو تا بنگری·ذره ذره خاک را از خالق جبار مست
  6. 6 تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماند·مدتی پنهان شدست از دیده مکار مست
  7. 7 بیخ‌های آن درختان می نهانی می‌خورند·روزکی دو صبر می‌کن تا شود بیدار مست
  8. 8 گر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنج·با چنان ساقی و مطرب کی رود هموار مست
  9. 9 ساقیا باده یکی کن چند باشد عربده·دوستان ز اقرار مست و دشمنان ز انکار مست
  10. 10 باد را افزون بده تا برگشاید این گره·باده تا در سر نیفتد کی دهد دستار مست
  11. 11 بخل ساقی باشد آن جا یا فساد باده‌ها·هر دو ناهموار باشد چون رود رهوار مست
  12. 12 روی‌های زرد بین و باده گلگون بده·زانک از این گلگون ندارد بر رخ و رخسار مست
  13. 13 باده‌ای داری خدایی بس سبک خوار و لطیف·زان اگر خواهد بنوشد روز صد خروار مست
  14. 14 شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست·کافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست

ganjoor: sh390 · public domain