沙姆斯集 嘎扎勒 397 诗联 5 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۹۷

  1. ساقیا پایان رسیدی عشق را از سر بگیر پا چه باشد؟ سر چه باشد؟ پا و سر یک سان شده‌ست

G397:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شده‌ست·در شعاعش همچو ذره جان من رقصان شده‌ست
  2. 2 مشتری در طالع است و ماه و زهره در حضور·یار چوگان زلف مه رو میر این میدان شده‌ست
  3. 3 هر قدح کز می دهد گوید بگیر و هوش دار·هش که دارد عقل دارد عقل خود پنهان شده‌ست
  4. 4 بزم سلطان است این جا هر که سلطانی است نوش·خوان رحمت گسترید و ساقی اخوان شده‌ست
  5. 5 ساقیا پایان رسیدی عشق را از سر بگیر·پا چه باشد؟ سر چه باشد؟ پا و سر یک سان شده‌ست

ganjoor: sh397 · public domain