沙姆斯集 嘎扎勒 399 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۹۹

  1. تو چو آب زندگانی ما چو دانه زیر خاک وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست

G399:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست·آخر ای کان شکر وقت شکرریزی شدست
  2. 2 تو چو آب زندگانی ما چو دانه زیر خاک·وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست
  3. 3 گر بپوسم همچو دانه عاقبت نخلی شوم·زانک جمله چیزها چیزی ز بی‌چیزی شدست
  4. 4 زین سپس با من مکن تیزی تو ای شمشیر حق·زانک از لطف تو ز آتش تندی و تیزی شدست
  5. 5 جان کشیدم پیش عشقش گفت کو چیزی دگر·گفتم آخر جان جان زین سان ز بی‌چیزی شدست
  6. 6 چون حجاب چشم دل شد چشم صورت لاجرم·شمس تبریزی حجاب شمس تبریزی شدست

ganjoor: sh399 · public domain