沙姆斯集 嘎扎勒 405 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۰۵

  1. نبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولی نبود هیچ کسی را ز دل و دیده سآمت

G405:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت·که سر و پا و سلامت نبود روز قیامت
  2. 2 حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد·هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت
  3. 3 دل و جان فانی لا کن تن خود همچو قبا کن·نه اثر گو نه خبر گو نه نشانی نه علامت
  4. 4 چو من از خویش برستم ره اندیشه ببستم·هله ای سرده مستم برهانم به تمامت
  5. 5 هله برجه هله برجه قدمی بر سر خود نه·هله برپر هله برپر چو من از شکر و غرامت
  6. 6 ببر ای عشق چو موسی سر فرعون تکبر·هله فرعون به پیش آ که گرفتم در و بامت
  7. 7 چو من از غیب رسیدم سپه غیب کشیدم·برو ای ظالم سرکش که فتادی ز زعامت
  8. 8 هله پالیز تو باقی سر خر عالم فانی·همه دیدار کریمست در این عشق کرامت
  9. 9 نکند رحمت مطلق به بلا جان تو ویران·نکند والده ما را ز پی کینه حجامت
  10. 10 نبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولی·نبود هیچ کسی را ز دل و دیده سآمت
  11. 11 بجز از عشق مجرد به هر آن نقش که رفتم·بنه ارزید خوشی‌هاش به تلخی ندامت
  12. 12 هله تا یاوه نگردی چو در این حوض رسیدی·که تکش آب حیاتست و لبش جای اقامت
  13. 13 چو در این حوض درافتی همه خویش بدو ده·به مزن دستک و پایک تو به چستی و شهامت
  14. 14 همه تسلیم و خمش کن نه امامی تو ز جمعی·نرسد هیچ کسی را به جز این عشق امامت

ganjoor: sh405 · public domain