沙姆斯集› 嘎扎勒 418› 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۱۸
- فکرتی کهآن نبود خاسته از طبع و دماغ نیست در عالم اگر باشد آن فکرت توست
G418:5
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست·بستان جام و درآشام که آن شربت توست
- 2 عدد ذره در این جو ِ هوا عشاقند·طرب و حالت ایشان مدد حالت توست
- 3 همگی پرده و پوشش ز پی باشش تو است·جرس و طبل رحیل از جهت رحلت توست
- 4 هر که را همت عالی بود و فکر بلند·دانک آن همت عالی اثر همت توست
- 5 فکرتی کهآن نبود خاسته از طبع و دماغ·نیست در عالم اگر باشد آن فکرت توست
- 6 ای دل خسته ز هجران و ز اسباب دگر·هم از او جوی دوا را که ولی نعمت توست
- 7 ز آن سوی کآمد محنت هم از آن سو است دوا·هم از او شبهه تو است و هم از او حجت توست
- 8 هم خمار از می آید هم از او دفع خمار·هم از او عسرت تو است و هم از او عشرت توست
- 9 بس که هر مستمعی را هوس و سوداییست·نه همه خلق خدا را صفت و فطرت توست
ganjoor: sh418 · public domain