沙姆斯集› 嘎扎勒 438› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۳۸
- بتراش زر به ناخن از کان و چارهای کن پنهان مدار زر را بیزر صنم نهانست
G438:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلانست·گویی سلام و کاغذ در شهر ما گرانست
- 2 زین مرگ هیچ کوسه ارزان نبرد بوسه·بینی دراز کردن آیین نرخرانست
- 3 هر جا که سیمبر بد میدانک سیم بِربُد·جان و جهان مگویش کان جان ز تو جهانست
- 4 بتراش زر به ناخن از کان و چارهای کن·پنهان مدار زر را بیزر صنم نهانست
- 5 گر حلقه زر نبودی در گوش او نرفتی·در گوش حلقهٔ زر بر طمع او نشانست
- 6 ور زانک نازنینی بیسیم و زر ببینی·چونک عنایت آمد اقبال رایگانست
- 7 این یار زر نگیرد جانی بیار زرین·زیرا که زر مرده آن سوی ناروانست
- 8 سنگیست سرخ گشته صد تخم فتنه کشته·مغرور زر پخته خام است و قلتبانست
- 9 خامش سخن چه باید آن جا که عشق آید·کمتر ز زر نباشی معشوق بیزبانست
ganjoor: sh438 · public domain