沙姆斯集 · G439 · 5 联
غزل شمارهٔ ۴۳۹
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G439:1 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادتافغان که گشت بیگه ترسم ز خیربادت
- G439:2 گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتشآتش بود فراقت حقا و زان زیادت
- G439:3 عاشق به شب بمردی والله که جان نبردیالا خیال خوبت شب میکند عیادت
- G439:4 در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتیمنکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
- G439:5 راز تو را بخوردم شب را گواه کردمشب از سیاهکاری پنهان کند عبادت
ganjoor: sh439 · public domain