沙姆斯集› 嘎扎勒 439› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۳۹
- در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
G439:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت·افغان که گشت بیگه ترسم ز خیربادت
- 2 گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتش·آتش بود فراقت حقا و زان زیادت
- 3 عاشق به شب بمردی والله که جان نبردی·الا خیال خوبت شب میکند عیادت
- 4 در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی·منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
- 5 راز تو را بخوردم شب را گواه کردم·شب از سیاهکاری پنهان کند عبادت
ganjoor: sh439 · public domain