沙姆斯集 嘎扎勒 451 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۱

  1. ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست

G451:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست·نظاره تو بر همه جان‌ها مبارکست
  2. 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن·دانسته‌ای که سایه عنقا مبارکست
  3. 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش·بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
  4. 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او·کآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
  5. 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو·ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
  6. 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید·کآخر رسول گفت تماشا مبارکست
  7. 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم·یعنی که کشت‌های مصفا مبارکست
  8. 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بی‌زبان·بی گوش بشنوید که این‌ها مبارکست
  9. 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو·بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
  10. 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمی‌شود·کس تخم دین نکارد الا مبارکست
  11. 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست·پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست
  12. 12 می‌آیدم به چشم همین لحظه نقش تو·والله خجسته آمد و حقا مبارکست
  13. 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بی‌وفاست·نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
  14. 14 بر خاکیان جمال بهاران خجسته‌ست·بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
  15. 15 آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت·بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
  16. 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند·جان سجده می‌کند که خدایا مبارکست
  17. 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف·او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
  18. 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن·کاندر درون نهفتن اشیاء مبارکست

ganjoor: sh451 · public domain