沙姆斯集› 嘎扎勒 470› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۷۰
- کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست
G470:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست·در شکرینه یقین سرکهٔ انکار نیست
- 2 گر چه تو خونخوارهای، رهزن و عیارهای·قبلهٔ ما غیر آن دلبرِ عیار نیست
- 3 کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او·ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست
- 4 هر که دلی داشتَست بندهٔ دلبر شدَست·هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست
- 5 کَل چه کند شانه را؟ چونک ورا موی نیست·پود چه کار آیدش؟ آنک ورا تار نیست
- 6 با سر میدان چه کار؟ آن که بود خرسوار·تا چه کند صیرفی؟ هر کش دینار نیست
- 7 جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان·نار نماید در او جز گل و گلزار نیست
- 8 ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو·رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست
- 9 ای غم پُرخار رو، در دل غمخوار رو·نُقل بخیلانهات طعمهٔ خمار نیست
- 10 حلقهٔ غین تو تَنگ، میمت از آن تَنگتر·تَنگمتاعِ تو را عشق خریدار نیست
- 11 ای غمِ شادیشکن پُر شکرست این دهن·کز شکرآکندگی ممکنِ گفتار نیست
ganjoor: sh470 · public domain