沙姆斯集› 嘎扎勒 492› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۹۲
- بگرد آتش عشقش ز دور میگردی اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست
G492:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست·به بام چند برآیی و خانه را چه شدست
- 2 فسرده چند نشینی میان هستی خویش·تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست
- 3 بگرد آتش عشقش ز دور میگردی·اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست
- 4 ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی·جمال یار و شراب مغانه را چه شدست
- 5 اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید·به ره کنش به بهانه بهانه را چه شدست
- 6 شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو·زمانه بیتو خوشست و زمانه را چه شدست
- 7 درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسهای·یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست
- 8 در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست·مگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدست
- 9 نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی·ببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست
ganjoor: sh492 · public domain