沙姆斯集› 嘎扎勒 502› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۰۲
- جان که صافی شدست در قالب جز که آیینه دار جانان نیست
G502:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 اندرآ عیش بیتو شادان نیست·کیست کو بنده تو از جان نیست
- 2 ای تو در جان چو جان ما در تن·سخت پنهان ولیک پنهان نیست
- 3 دست بر هر کجا نهی جانست·دست بر جان نهادن آسان نیست
- 4 جان که صافی شدست در قالب·جز که آیینه دار جانان نیست
- 5 جمع شد آفتاب و مه این دم·وقت افسانه پریشان نیست
- 6 مستی افزون شدست و میترسم·کاین سخن را مجال جولان نیست
- 7 دست نه بر دهان من تا من·آن نگویم چو گفت را آن نیست
ganjoor: sh502 · public domain