沙姆斯集 嘎扎勒 510 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۱۰

  1. سر بنهم من که مرا سر خوشست راهْ تو پیما که سرت ناخوشست

G510:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 باز به بط گفت که «صحرا خوشست»·گفت: «شبت خوش که مرا جا خوشست»
  2. 2 سر بنهم من که مرا سر خوشست·راهْ تو پیما که سرت ناخوشست
  3. 3 گر چَهِ تاریک بُوَد مسکنم·در نظرِ یوسفِ زیبا خوشست
  4. 4 دوست چو در چاه بود چه خوشست·دوست چو بالاست به بالا خوشست
  5. 5 در بُنِ دریا به تکِ آبِ تلخ·در طلبِ گوهرِ رعنا خوشست
  6. 6 بلبل نالنده به گلشن به دشت·طوطی گوینده شکرخا خوشست
  7. 7 تابش تسبیح فرشته‌ست و روح·کاین فلک نادره مینا خوشست
  8. 8 چونک خدا روفت دلت را ز حرص·رو به دل آور دلِ یکتا خوشست
  9. 9 از تو چو انداخت خدا رنجِ کار·رو به تماشا که تماشا خوشست
  10. 10 گفت: «تماشای جهان عکسِ ماست·هم برِ ما باش که با ما خوشست»
  11. 11 عکس در آیینه اگرچه نکوست·لیک خود آن صورت احیا خوشست
  12. 12 زردی رو عکس رخ احمرست·بگذر از این عکس که حمرا خوشست
  13. 13 نورِ خدایی‌ست که ذرّات را·رقص‌کنان بی‌سر و بی‌پا خوشست
  14. 14 رقص در این نور خرد کن کز او·تحت ثری تا به ثریا خوشست
  15. 15 ذره شدی بازمرو که مشو·صبر و وفا کن که وفاها خوشست
  16. 16 بس کن چون دیده ببین و مگو·دیده مجو دیده بینا خوشست
  17. 17 مفخر تبریز شهم شمس دین·با همه فرخنده و تنها خوشست

ganjoor: sh510 · public domain